آنها که به محیط‌ بانان شلیک می‌کنند

کوه‌ها صدای گلوله را پیاپی در میانه روز با هم تکرار می‌کنند. مادری چشم‌انتظار، ناگهان مضطرب می‌شود. فرزندش هیچ‌وقت به خانه باز نمی‌گردد. نفیر گلوله، دل علفزاری زرد و خشک را می‌شکافد. تا همیشه فرزندان چشم انتظار پدر می‌مانند. شباهنگام در دل کویر، تفنگی نعره می‌کشد. نان‌آور خانواده در خون خود به خاک می‌غلتد.

 کلینی نیوز،مقاله ای با عنوان "آنها که به محیط‌ بانان شلیک می‌کنند" به قلم

درگیری محیط‌بانان با متخلفان شکار و صید را گویی پایانی نیست. در حالی که جامعه دوستدار محیط‌ زیست طعم شیرین آزادی دو محیط‌بان رها شده از بند و حکم اعدام را مزه‌مزه می‌کرد، در کمتر از سه روز، سه محیط‌بان در راه پاسداری از میراث طبیعی ایران جان دادند. تاکنون ۱۱۹ محیط‌بان حین انجام وظیفه جان باخته‌اند. این افراد به گفته مدیر کل حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست در قطعه شهدا دفن می‌شوند اما همچنان تحت پوشش بنیاد شهید قرار نمی‌گیرند.

با افزایش قتل‌های غیرعمد و جنایت‌های عمدی در عرصه‌های طبیعی ایران این پرسش به میان می‌آید که چرا چنین وقایعی تکرار می‌شوند؟

برای بررسی این موضوع با دو محیط‌بان، دو کارشناس حیات وحش و یک شکارچی مصاحبه شده که نخواسته‌اند نامشان در گزارش آورده شود.

تفنگ شکاری و سلاح جنگی

در سال ۱۳۹۰ فرصت سه‌ ماهه به دارندگان سلاح‌های شکاری داده شد تا خود را به مرجع ذیصلاح معرفی کنند و در صورت نداشتن سوءپیشینه برای اسلحه خود مجوز بگیرند. این زمان کافی بود تا تفنگ‌های شکاری قاچاق به ایران سرازیر شوند. بعضی فرصت را غنیمت شمردند و از ترکیه، ارمنستان و عراق اسلحه به ایران وارد کردند. پس از آن بود که معاون سازمان محیط‌زیست در مصاحبه‌ای گفت بیش از یک میلیون سلاح شکاری مجاز در ایران وجود دارد.

بر اساس اعلام سازمان محیط‌زیست، دو هزار و ۷۰۰ محیط‌بان، وظیفه پاسداری از ۱۷ میلیون هکتار منطقه حفاظت‌شده را به عهده دارند. در یک نگاه کلی، سهم هر محیط‌بان شش هزار و ۳۰۰ هکتار است و به ازای هر محیط‌بان ۳۷۰ تفنگ "شکاری مجاز" وجود دارد.

تقریبا هیچ برآورد دقیقی از تعداد تفنگ‌های شکاری غیرمجاز و سلاح‌های جنگی در دست نیست. چندی پیش ویدئوی کوتاهی منتشر شد از فرد مسلحی در منطقه‌ای از چهار محال و بختیاری که صورت خود را پوشیده بود و لاشه بزی وحشی را به دوش می‌کشید. به محض آن که متوجه حضور محیط‌بانان شد کلاشینکف را به سمت آنان گرفت و گریخت. این واقعه، نه نخستین درگیری و نه آخرین آنهاست.

شکارچی و شکارکُش

مناقشه بین مخالفان شکار و شکارچیان پایان‌ناپذیر است. شکارچیان خود را مقید به ضوابط و دستورالعمل‌های شکار می‌دانند. در فصل تولید مثل به شکار نمی‌روند، جانوران ماده و بچه‌های آنان را هدف نمی‌گیرند و به سمت گونه‌ای مشخص با ویژگی‌های خاص (مثل شاخ بلند) شلیک می‌کنند. در مقابل، گروه دیگری هستند که "شکارکُش (یا شکارْ دزد)" نامیده می‌شوند. این افراد هیچ کدام از ضوابط قانونی و بوم‌شناختی را رعایت نمی‌کنند. در هر زمان به سمت هر جنبنده‌ای تیراندازی می‌کنند.

"شکارکش‌ها" را می‌توان به دو گروه کلی تقسیم کرد؛ نخست، افرادی که طبیعت و حیات‌وحش منطقه را متعلق به خود می‌دانند و برای تفریح و تفاخر یا زورآزمایی با محیط‌بانان و گریز از چنگ عدالت به جانوران شلیک می‌کنند. دیگر، افرادی که برای ارتزاق و از روی ناچاری رو در روی محیط‌بان‌ها قرار می‌گیرند. اینان نه برای تفریح که برای بردن لقمه‌ای نان به خانه‌، تن به خطر می‌دهند، جانوری را از پای در می‌آورند و گوشت آن را می‌فروشند. زمان و فصل و جنسیت جانور نیز برای‌شان اهمیتی ندارد.

بوی باروت و بوی خون

سال گذشته سازمان محیط‌زیست اعلام کرد جریمه شکار به طور متوسط حدود پنج برابر و برخی از گونه‌ها تا بیش از ۱۰ برابر افزایش یافته است. همان موقع کسانی بوی خون و باروت را در فضا استشمام کردند. افزایش نرخ جریمه هر چند می‌تواند برای شماری از شکارچیان، نقشی بازدارنده داشته باشد اما شکارکشان را تا امروز متوقف نکرده است. پنج‌هزار و ۷۰ مورد تخلف شکار و صید در سال ۹۴ کشف شده است. این رقم میزان واقعی شکارهای غیرمجاز نیست به گفته علی تیموری، مدیر کل حفاظت و مدیریت صید و شکار در مقایسه با سال ۹۳ کاهش محسوسی نداشته و ۸۰ درصد شکارچیان از "سلاح‌های مجاز" استفاده‌ کرده‌اند.

فرار از جریمه‌های چند ده میلیونی برای بعضی شکارکُشانی که به دلیل تنگناهای اقتصادی شکار می‌کنند، انگیزه‌ای است که در لحظات بحرانی برای نجات دست به اسلحه ببرند. مسئولان محیط‌زیست نیز می‌دانند که افزایش جریمه‌ها به تنهایی بازدارنده نیست. فرمانده یگان ویژه حفاظت سازمان محیط زیست اعلام کرده که جریمه نقدی تنها راه بازدارندگی از شکار غیر مجاز نیست.

بی‌اقتدار و بی‌سلاح

زمانی نه چندان دور گارد محیط‌زیست در مناطق حفاظت شده، اقتدار و تا حدی آزادی عمل داشت. اینان در گرمای طاقت‌فرسای تابستان و سرمای استخوان‌سوز زمستان وجب به وجب منطقه تحت نظارت‌شان را می‌پیمودند و با انگیزه از آن حفاظت می‌کردند. پس از تصویب قانون برنامه سوم توسعه که بر اساس ماده ۱۷۹ آن مقرر شد دستگاه‌های دارای نیروی مسلح در قالب یگان ساماندهی شوند، به تدریج از اقتدار محیط‌بانان کاسته شد. گرچه امروز این افراد زیر نظر نیروی انتظامی فعالیت می‌کنند و ضابط قوه قضاییه هستند اما حتی محیط‌بان‌های رسمی در برخی موارد اجازه حمل سلاح یا بازرسی خودروهایی را ندارند که به مناطق حفاظت‌شده وارد شده‌اند.

نداشتن خودرو و موتوسیکلت مناسب برای گشت‌زنی در مناطق حفاظت شده، فقدان وسایل و ابزار مناسب برای استقرار و بقا در طبیعت و مهم‌تر از همه عدم حمایت‌های حقوقی سازمان محیط‌زیست سال‌هاست از سوی محیط‌بانان ابراز می‌شود اما تغییری اساسی به وجود نیامده است. مصطفی خالدی، محیط‌بان منطقه دنا، که پس از گرفتن حکم اعدام و گذراندن شش سال حبس آزاد شد، بعد رهایی از زندان از عدم حمایت سازمان محیط‌زیست گلایه کرد و از همکارانش خواست تا زمانی که این سازمان نمی‌تواند از آنان حمایت کند، اسلحه خود را زمین بگذارند. تیرماه ۸۹ آقای خالدی با گروهی از "شکارکشان" درگیر شد که در این درگیری یکی از آنان کشته شد. ایده خلع سلاح محیط‌بان‌ها از سوی اسماعیل کهرم، مشاور سازمان محیط‌زیست نیز ابراز شده است تا شاید از این طریق جان محیط‌بان‌ها کمتر به خطر افتد. ایده‌ای که بیشتر به پاک کردن صورت مساله شبیه است.

با این که محیط‌بان‌ها در برخی موارد بدون کوچکترین آسیبی فرد متخلف را همراه اسلحه و جانور شکار شده دستگیر کرده‌ و به دادگاه برده‌اند، اما قاضی به بهانه کمبود مستندات و فقدان شاهد در محل ارتکاب جرم (در کوهستان یا دشتی دور دست)، محیط‌بان را مورد عتاب قرار داده و به آزادی فرد متخلف رای داده است. چنین برخوردهایی انگیزه محیط‌بان‌ها را برای حفاظت از مناطق دو چندان سلب می‌کند.

با این حال، مشوق‌های مالی نیز برای برخی ممکن است نیروی محرکه باشد. تشویق و برخی پرداختی‌ها به محیط‌بانان بر اساس ضبط اسلحه و ثبت تخلف صورت می‌گیرد. به این‌ترتیب به جای آن که اقدام‌های پیشگیرانه برای عدم ارتکاب جرم انجام شود، محیط‌بان برای دستگیر کردن متخلف تلاش می‌کند.

عطر زندگی و بوی مرگ

بالا بردن میزان جریمه‌های شکار و صید، افزایش شمار محیط‌بانان و تجهیز آنان به ابزار روز، و حتی افزایش حمایت‌های حقوقی برای کاهش جدال و درگیری با متخلفان هر چند لازم است اما کافی نیست.

تا زمانی که رویکرد مشارکتی و تعامل با مردم حاشیه مناطق حفاظت شده به صورت نظام‌مند دنبال نشود و مردم محلی از فواید اقتصادی مناطق حفاظت شده بی‌بهره بمانند، تا وقتی که محیط‌بان‌ها دوره‌های آموزشی پیشرفته را طی نکنند و ارزش فداکاری‌های‌شان دانسته نشود، و مهتر از همه مادامی که تنگناهای اقتصادی عرصه را برای زیستن تنگ کرده است، درگیری بین متخلفان شکار و صید با حافظان طبیعت ایران ادامه خواهد داشت. بوی مرگ فضا را می‌آکند و محیط‌بان مجری قانون و شکارکش قانون‌شکن چون برگ‌خزان بر زمین می‌ریزند.

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

برچسب

شما اینجا هستسد:یادداشت-آنها که به محیط‌ بانان شلیک می‌کنند